خواجه نصير الدين الطوسي
86
اخلاق ناصرى ( فارسى )
مثلا در تواضع و حلم طرف تفريطش ملتبس شود و طرف افراط كه وجودى بود التباس نياورد و در فضيلتى كه بفضل رجحانى در يكطرف موسوم نباشد مانند عدالت هردو طرف واضح بود . اينست بيان اصناف رذايل بر سبيل اجمال ؛ و از بعضى از اين اصناف انواع امراض نفس را حادث شود چنان كه بعد از اين شرح اسباب و علامات آن داده آيد انشاء اللّه تعالى . فصل ششم فرق ميان فضايل و آنچه شبيه بفضايل بود از احوال پيش از اين در بابى كه بر بيان خير و سعادت مقصور بود ياد كرديم كه موجبات سعادت تكميل قواى ناقصه است ، و بيان كرديم كه تكميل قوا به تحصيل فضايل چهارگانه متمشى شود . پس موجبات سعادت اجناس فضايل چهارگانه بود و انواعى كه در تحت آن اجناس باشند ، و سعيد كسى بود كه ذات او مجمع اين صفات بود و چون يك جنس از اين فضايل تعلق به قوت نظرى دارد و آنحكمت است و سه جنس باقى تعلق به عمل دارد پس مظهر آثار حكمت نفس ناطقه بود و مظهر آثار سه جنس باقى بدن و چون افعالى صادر مىشود از مردم شبيه بافعال اهل فضايل و در تميز ميان فضيلت و آنچه نه فضيلت بود بمعرفت حقيقت هر فعلى ، و تميز ميان آنچه مبدء آن فضيلتى بود و آنچه مبدء آن حالتى ديگر باشد غيرفضيلت احتياج است پس در اين فصل اين معنى را بشرح بيان كنيم .